عزت الله مولايى نيا همدانى

344

نسخ در قرآن ( فارسى )

2 - تحريف به زياده و نقصان . 3 - موقوف بودن و تفسير آيات قرآنى به نص مأثور . 4 - تفسير به رأى و وجود مبهمات و متشابهات در قرآن نيز مىباشد . « 1 » بنابراين ، قرآن كريم همانگونه كه از عوامل تحريف تا رستاخيز مصون است ، از رخداد هرگونه نسخى نيز در قلمرو تشريعاتش مصون بوده و خواهد بود .

--> ( 1 ) هبة الدين شهرستانى ، پيشين ، ص 13 . همانگونه كه ملاحظه مىگردد ، مرحوم شهرستانى « نسخ » را در رديف تحريف به نقصان و زياده و تغيير عدوانى تلقى كرده ، آنگاه حكمى همانند حكم تحريف بر آن صادر مىنمايد . در اين نقطه شروع انحراف از جادهء حق ، در تفسير ، همان تفسير به رأيى است كه خود وى آن را يكى از عوامل چهارگانهء ريب‌آور مىشمارد ؛ زيرا نظريهء « نسخ » در قرآن ؛ يعنى آيه‌اى كه حكم آن در واقع و علم اللّه محدود به امد و زمان خاصى بوده - گر چه بر حسب ظاهر ، به صورت مطلق صادر شده بود - با سرآمدن دورانش در نزد شارع ، جاى خود را به حكم ديگر مصلحت‌دار داده و خود پايان پذيرفته است و خداوند سبحان اين تبديل حكم را با فرويش آيهء ديگرى اعلام نموده و حكم منسوخ را « نسخ » و حكم ناسخ را جاى آن حاكميت مىدهد ، بنابراين ، هم ناسخ حقيقى خود خداست و هم متصرف و تغيير دهنده خود اوست ، در اين صورت چنين عمليات تشريعى چه ارتباطى با تحريف و دستبرد به قرآن - كه امكان دارد از سوى ديگران و دشمنان خدا و رسول ، انجام پذيرد - پيدا مىكند ؟ كه ناقد محترم ، هر دو را در يك مرتبه قرار داده و از دلايل عدم امكان وقوع تحريف در قرآن ، جهت انكار « نسخ » كه خود يك تصرف الهى و تشريع جديد خداوندى در راستاى تشريع احكام است بهره‌بردارى كرده و بر خلاف هدف و سياق و مراد آيهء كريمه ( حفظ ) آن را توسعه تفسيرى مىدهند و آن را به عرصه‌هايى مىكشند كه خود آن را فرا نمىگيرد ، از اينجا روشن مىشود كه منكران نظريهء « نسخ » بر اثر پافشارى كه در مورد انكار آن دارند ، حتى به خود خداوند حكيم - نعوذ باللّه - اعتراض دارند كه چرا بايد در تشريع احكام « نسخ » باشد ؛ چنان كه در بيان شبهات عقلى اين گروه مطرح شد ، اينان در حقيقت خداوند را مسلوب الاختيار ، دانسته و در مورد وقوع « نسخ » در قرآن - كه حيطه كارى خود خداوند منان بوده و قانونگذار حقيقى ( خداوند ) بر همه مصالح و شرايط بندگان آگاه بوده و خود او مىداند كه فلان حكم را تنها براى مدت محدودى جعل فرموده و بناست در فلان وقت با توجه به شرايط و مصالح ، آن را « نسخ » كرده و حكم ناسخ را به جاى آن حاكميت دهد - چون و چرا كرده و مسألهء بدين روشنى را با تحريف و دستبرد عدوانى بيگانگان و دشمنان خداوند ، دين يكسان دانسته و بر هر دو يك نوع حكم صادر مىنمايند . و اين خود بزرگترين انحراف و ايجاد تشكيك در باور داشت مسلمانان است چرا كه خداوند منان ، رب العالمين ، فعال لما يريد ، است ويسئل عما يفعل و لا يسئل عما يفعل‌و . . . است . و زمام امور همهء عالم چه در حدوث و چه در بقا و چه در محو و اثبات و تبديل ، نسخ ، همه و همه در قبضهء قدرت بىانتهاى اوست و با تقدير حكيمانهء خود حكم مىراند . خداوند همگان را از مزلات اقدام حفظ فرمايد .